حسن حسين زاده شانه چى

227

اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)

عثمان برخاست محمد بن على بن بلال بود كه به بلالى شهرت يافت . او از راويان حديث و از وكلاى قديمى بغداد بود كه روابط نزديكى با امامان عليهم السّلام داشت ، « 1 » با وجوداين ، او نيابت نائب دوم را انكار كرد و مدعى وكالت از جانب امام دوازدهم شد و وجوهى را كه بايد به محمد بن عثمان مىداد ، در نزد خود نگاه مىداشت . ظاهرا ادعاى بلالى ، انشعاب عميق‌ترى از ماجراى ابن هلال پديد آورد و افراد زيادى طرفدار او شدند و شايد اين امر به جهت موقعيت او نسبت به ائمه عليهم السّلام و توثيقات ايشان دربارهء وى بود . « 2 » موقعيت اجتماعى بلالى در ميان شيعيان ، كه موجب گرديد ادعاى او مورد توجه عده‌اى قرار گيرد ، محمد بن عثمان را واداشت تا براى حل اين مشكل ترتيب ديدار او با امام عليه السّلام را بدهد ، از اين‌رو در ملاقاتى مخفيانه ، محمد بن عثمان او را با امام روبرو ساخت . در اين ديدار امام به بلالى دستور داد كه وجوهاتى را كه در نزد اوست تحويل دهد . « 3 » به فاصلهء كوتاهى پس از اين ديدار ، محمد بن عثمان به خانهء بلالى رفت و در حضور جمعى از هواداران او ، با وى احتجاج كرده ، او را محكوم ساخت « 4 » و بدين ترتيب ادعاى دروغ وى را براى پيروانش آشكار نمود . به نظر مىرسد بلالى پس از آن از ادعاى خود دست برداشت و يا لااقل بخش عمدهء طرفداران و هوادارانش از گرد او پراكنده شدند ، زيرا در سال‌هاى بعدى نيابت محمد بن عثمان ، ردّپايى از اين فرقه نمىيابيم ، با اين حال در همان توقيعى كه بر ارتداد شلمغانى صادر گرديد ، از بلالى نيز نام برده و مراتب بيزارى امام عليه السّلام از او بيان شده است . « 5 »

--> ( 1 ) . برقى ، رجال ، ص 57 . ( 2 ) . طوسى ، همان ، ص 579 . ( 3 ) . همو ، الغيبه ، ص 26 . ( 4 ) . همان ، ص 26 . ( 5 ) . طبرسى ، همان ، ج 2 ، ص 289 و شيرازى ، همان ، ص 199 .